screw it
مشکل از بقیه نیسیت
مشکل از منه که حد تصورم و استاندارد هامو انقدر بردم بالا
نشستم چارتا کتاب در پیت خوندم فکر کردم او دنیای بیرون این شکلیه مردم با هم اینطوری رفتار میکنن
نباید با بقیه بد رفتار کرد باید به عقاید شون احترام گذاشت
ادم های زخم خورده رو در اغوش گرفت کمک کرد فلان بلان
لااقل دور من که این ها جواب نمیده چون وقتی نوبت زخم های خودت میشه همه مشت مشت نمک برمیدارن
دل نشکن که دل شکستن خطاست و از نقطه ضعف ادم ها استفاده نکن و مراقب باش چه حرفی به ملت میزنی هم همش برای منه
چون هیچ کس رعایت نمیکنه
دنیای بیرون منتظرن ببینن کجا توی زندگیت کم داری کجا زخم داری
تا از همونجا بشکننت
دنیای ما هیچ شباهتی به قصه هایی که توی رمان های کلاسیک نوشتن و نکات روانشناسی و خود مراقبتی نداره
حتی واژه ی حرمت !
اینو نگو حرمت ها شکسته میشه ..
همچین مرزی وجود نداره هیچ کس درباره ی حرمت ها اهمیتی نمیده