برباد رفته

چنین خواب چرایی ؟

خار مغیلان دارم انگاری

واقعا خستم

فکر میکنم باید یک تغییری توی زندگیم ایجاد کنم

پای درد دل انبوهی نشستم و با انبوهی هم دردی کردم

با انبوهی گریه کردم و استرس کشیدم بابت مشکلات شون

ولی هیچ کس به حرفام گوش نمیده

هیچ کدوم به حرفام گوش ندادن

وقتی من شروع به حرف زدن میکنم

وقتی من میخوام غر بزنم شکایت کنم گلایه کنم

همه فرار میکنن

و به خودم میام و میبینم توی کویر دارم با شن های نرم درد دل میکنم

دوشنبه یازدهم دی ۱۴۰۲ | اسکارلت اوهارا