مروری بر این دورانی که نبودم !
راستش این وبلاک خیلی اذیتم میکنه
گاهی چشمم به چیزایی میخوره که منو ساعت ها توی فکر فرو میبره
یک مدت به سرم زد کلا بلاگفا رو ببوسم و بزارم کنار و بعدا یه پلتفرم برای نوشتن پیدا کنم یا اصلا بسازم !!!
اما دلم نیومد
هم بابت دوستام که اینجا پیدا شون کردم و میتونم باهاشون نامه نگاری کنم
و هم بابت خاطره ها و نوشته های تک و توک و ریز ریزی که گوشه و کنار این وب هست
کلا زندگی من همینه ، همینقدر که به سختی با چیزی اخت میگیرم و به زندگیم راهش میدم ، کلی هم داستان دارم که از زندگیم حذفش کنم
یک چنل خلوت توی تلگرام راه انداختم و فقط دوستامو اد کردم و لینکشو اینجا هم گذاشتم
اونجا هم ازادی بیان اینجارو ندارم ... چون کسایی توی اون چنل هستن که در دنیای واقعی منو میشناسن
و دلم نمیخواد ظاهر قوی و محکمم خدشه دار شه
پس از واقعیات در حال گذر چیزی نمینویسم
این ترم که گذشت تمام واحدامو بر خلاف تصور خودم پاس کردم
گرچه ازین بابت احساس غرور دارم بین اون همه دانشجوی مشروط
اما راضیم نیستم ، فرق هست بین پاس کردن و گذروندن درست واحد ...
و ترم جدید هم طبق معمول سخته و لازمه که دروس قبلی رو بلد باشم
قضیه ی اون استاد دیوانم تموم شد و درسشو پاس کردم
انقدر خوندم که بهونه ای برای انداختنم نداشته باشه و کلاسی که تقریبا 1 چهارم تونستن پاس کنن من پاس کردم
تمام فاصله ی بین دو ترم درگیر پروژه های یک استاد روانی دیگه بودم
از ترجمه بگیر تا ماکسول و موتور سالو این مسخره بازیا
در کل خستگیش هنوز روی تنم مونده
دقیقا روزی که پروژه ها تموم شدن و خواستم نفس عمیق بکشم استادش برگشت گفت من پروزه هارو حساب نمیگنم همه نمره شون کامل شد برای پروژه
یک بار دیگه از کل درس به علاوه ی مباحث حذفی امتحان میگیرم ....
اوضاع به این شکل گذشت
امسال سه بار رفتم مشهد ... امام رضا یه تعارفی زد و منم رو هوا قاپیدم
لذت های مشهد رو بخوام برای کسی که میخواد برای اولین بار بره یا اینکه پس از سال ها بره توصیف کنم
حتما میگم : اولیش صحن ازادی و ویوی گنبد و گلدسته ی کل خیابون امام رضا پیداست
دومیش چای خونه ی صحن کوثر که چایی شیرین با استکان نعلبکی شستی میدن
سومیش فرنی داغ های زائر الرضا توی فلکه گاز
چهارمیش اشترودل گوشت داغ شده ی دکه های رضوی
پنجمیش بوی نبات و زعفرون مغازه های دور حرم
خلاصه که گرچه سخت گذشت این مدت غیابم
اما وقتی نگاه میکنم میبینم هیچی نبوده !!! :)